روابط روسیه و آمریکا به کدام سو می‌رود؟

احمد وخشیته. استاد دانشگاه ملی اوراسیا

همان‌طور که در قسمت پیشین «در حوالی میدان سرخ» اشاره کردم، سرانجام نخستین نشست رؤسای جمهوری روسیه و آمریکا پس از ژوئن ۲۰۱۸ برگزار شد؛ با این تفاوت که این بار بایدن سکان‌دار کاخ سفید است و روابط در وضعیت سیاهی قرار دارد که به گفته مقامات کرملین بدتر از آن نخواهد شد. اما اکنون این پرسش وجود دارد که آیا اولین دیدار پوتین و بایدن منجر به نخستین گام برای هم‌گرایی خواهد شد؟

پوشیده نیست که دوران ریاست‌جمهوری بایدن که شش ماه بیشتر از آن نمی‌گذرد مترادف بود با فشار حداکثری به روسیه که در جنبه‌های مختلفی این موضوع ظهور کرد؛ از تقابل دیپلماتیک اروپا با مسکو که به اخراج برخی دیپلمات‌های روسیه منجر شد تا تشدید تنش‌ها در اوکراین و اصطکاک در دریای سیاه. تلاش برای کنترل و انزوای روسیه از سوی دولت جدید بایدن چنان کلید خورد که به نظر می‌رسد تا حدودی از کنترل خارج شد و ناگهان سرعت پیدا کرد تا این تقابل به سویی غیر قابل کنترل پیش برود که نهایتا در بازگشت سفرای روسیه و آمریکا به کشورشان این امر به‌خوبی آشکار شد. دشوار است اگر بگوییم که بایدن به دنبال همکاری با روسیه است؛ چراکه مواضع شخص او و اساس رویکرد دولتش، انزوای روسیه مبتنی بر رفتارهای غیرنظامی را جست‌وجو می‌کند. از این‌رو گمان می‌رود ایالات متحده در این شرایط که اصطکاک در روابط بیش از هر زمان دیگری شدت پیدا کرده، درصدد است در چارچوبی از شکل‌گیری روابط خصمانه جلوگیری کند که البته این به معنای آغاز همکاری‌های پررنگ نیست. از همین رو یکی از دستاوردهای مهم در نخستین دیدار بایدن و پوتین این بود که سفرای دو کشور به محل کارشان بازگردند. در واقع گمان می‌رود دموکرات‌ها به دنبال آن هستند که ضمن ادامه سیاست‌های شش ماه گذشته خود، اتفاق‌های پیش‌بینی‌نشده‌ای را که عواقب و هزینه‌های سختی در روابط داشته باشد، کنترل کنند. از سوی دیگر کرملین نیز به دنبال کاهش تنش‌ها و فشارهای غرب است که در دوره بایدن بسیار پررنگ شده و بر روابط روسیه و اتحادیه اروپا تأثیر جدی گذاشته است. اوکراین برگ بازی واشنگتن با مسکو است که ایالات متحده در زمان اوباما رو کرد و به دنبال آن فشار سیاسی و تحریم‌های اقتصادی علیه روسیه آغاز شد. اگرچه در دوران ترامپ این موضوع مسکوت ماند، اما بار دیگر با به‌قدرت‌رسیدن دموکرات‌ها این قضیه نیز پررنگ شد. به هر حال مناطق شرقی این کشور موضوعی مورد مناقشه میان مسکو و واشنگتن است و اساسا حل موضوعات منطقه‌ا‌ی بدون دادن امتیاز از سوی هر‌یک از طرفین امکان‌پذیر نیست. کلیدواژه‌های واقع‌گرایی و عمل‌گرایی، نقطه اشتراک سیاست خارجی کرملین و کاخ سفید است و همین موضوع سبب شده تا آنها حتی در دوره‌ای که خصومت بر روابط آنها سایه افکنده، به دنبال چارچوبی برای کنترل آن باشند. با این ملاحظه از دیدار سه‌ساعت‌و‌نیم پوتین و بایدن به نظر می‌رسد که آنها در این دیدار به چارچوبی برای کنترل کشمکش‌ها دست یافتند که شاید از همین جهت هم بود که پوتین این دیدار را سازنده و مهم عنوان کرد. از سوی دیگر گفته دمیتری پسکوف، سخنگوی کرملین مبنی بر اینکه هنوز هیچ دلیلی برای حذف نام ایالات متحده از فهرست کشورهای غیردوست روسیه وجود ندارد، نشان می‌دهد که در مجموع تفاوتی به وجود نیامده است و بیم‌های جدی در این رابطه وجود دارد. همچنین باید به این موضع اشاره کنیم که موضوع کنترل تسلیحات نظامی و همچنین قدرت سایبری نکته مهمی است که طرفین به آن توجه دارند و با توجه به قدرت روسیه در این حوزه‌ها، ایالات متحده در این خصوص تلاش می‌کند تا با دیپلماسی به نتایج مطلوب خود برسد. از سوی دیگر دو نکته درخور تأمل است؛ نخست اینکه روسیه برخلاف چین، رقیب اقتصادی آمریکا نیست و از همین رو تهدیدی در این حوزه به شمار نمی‌آید و دیگر اینکه رویکرد مسکو در یک دهه گذشته نشان داده که با رویکردی مبتنی بر تنش‌زدایی به دنبال هم‌گرایی با دیگر کشورها و حتی بازیگران رقیب در نظم جهانی است و با تکیه بر همکاری تلاش می‌کند قدرت خود را افزایش دهد که برایند این نگاه ایجابی این پیام را به واشنگتن مخابره می‌کند که مسکو درصدد رفتارهای خصمانه نیست. در مجموع می‌توان گفت با وجود نکات مثبت در نشست ژنو، این دیدار منجر به بهبود کیفی در روابط دو کشور نشد و این اتفاق زمانی رخ خواهد داد که یک یا هر دو طرف رویکرد خود را به نظم منطقه‌ای و بین‌المللی تغییر دهند.

ارسال نظر

 

آخرین اخبار