سه‌گانه فرانسوی

یاسر نورعلی‌وند، کارشناس مطالعات اروپا در یادداشتی در روزنامه شرق نوشت: در پایان دور هفتم و در آستانه دور هشتم مذاکرات هسته‌ای، یکی از مواردی که از سوی برخی رسانه‌های داخلی بازتاب زیادی داشته، تأکید بر نقش مخربفرانسه در روند پیشبرد موفقیت‌آمیز مذاکرات برای دستیابی به توافق است. در همین زمینه با توجه به معادلات فعلی قدرت در 1+5 و نقش اصلی و تعیین‌کننده ایران و ایالات متحده در دستیابی به هرگونه توافقی، دو پرسش اساسی ذهن ناظران، کارشناسان و تحلیلگران را به خود مشغول کرده است: نخست اینکه آیا اساسا فرانسوی‌ها از توان و جایگاه ایفای چنین نقشی برخوردارند و دوم اینکه هدف فرانسوی‌ها از ایفای این نقش چیست؟ برای پاسخ به سؤال‌های فوق ابتدا باید به این نکته توجه داشت که فرانسه در‌حال‌حاضر مهم‌ترین و فعال‌ترین بازیگر جهانی اروپایی است. در‌حالی‌که بریتانیا با برگزیت راه خود را از اروپا جدا کرده و دولت ائتلافی جدید آلمان در ابتدای کار است و هنوز نتوانسته خود را از میراث سیاست خارجی مرکل –سیاست خارجی کمتر جهانی و بیشتر معطوف به چالش‌های ملی- برهاند، این تنها فرانسوی‌ها هستند که اتحادیه اروپا را در امور جهانی رهبری می‌کنند؛ بنابراین واشنگتن برای جلب حمایت و همکاری مجموعه اتحادیه اروپا در مواجهه با امور جهانی، چاره‌ای جز گرفتن شماره تلفن کاخ الیزه ندارد. 

در همین راستا، اروپایی‌ها به زعامت فرانسه در هماهنگی با ایالات متحده درمورد مسئله هسته‌ای ایران، سه نقش مشخص دارند: «مشاور، میانجی و اهرم فشار». اولین نقش، نقش مشاور است. پس از شکاف کم‌سابقه فراآتلانتیک در دوره ترامپ، این نقش در دوره بایدن دست‌کم در مورد ایران مجددا احیا شده‌ است. در همین زمینه جالب است بدانیم که چارچوب کلی راهبرد فعلی ایالات متحده در قبال ایران، همان پیشنهاد چهار ستونی امانوئل مکرون به ترامپ (حفظ برجام و تکمیل آن با رفع نواقص برجام، مهار برنامه موشکی و فعالیت‌های منطقه‌ای ایران) برای جلوگیری از خروج او از برجام است. مکرون این پیشنهاد را در سفر 24 آوریل 2018 خود به واشنگتن -‌چند روز پیش از خروج ترامپ از برجام- ارائه داد که در آن زمان مورد پذیرش ترامپ قرار نگرفت. با روی‌کارآمدن بایدن، این پیشنهاد مورد توجه دولت جدید ایالات متحده قرار گرفت و به مبنای همکاری جدید فراآتلانتیک برای احیای برجام تبدیل شد. نقش دوم نقش میانجی است. تجربه نشان داده است اروپایی‌ها و در صدر آن فرانسوی‌ها بیش از هر کنشگر بین‌المللی دیگری توان میانجیگری و نزدیک‌کردن دیدگاه‌های ایران و آمریکا را دارند. در سال‌های اخیر میانجیگران مختلفی مانند ژاپن، عراق، کویت، قطر، عمان و... پای کار آمدند، اما باز هم این اروپایی‌ها بودند که موفق شدند تهران و واشنگتن را برای مذاکره اگرچه به شکل غیرمستقیم متقاعد کنند. با توجه به حضور اروپایی‌ها در 1+4 و ممانعت ایران از مذاکره مستقیم با ایالات متحده، این نقش امروز بیش از هر زمان دیگری نمایان است و ایالات متحده دیدگاه‌های خود را عمدتا از کانال اروپایی‌ها به ایران منتقل می‌کند. نقش سوم نقش اهرم فشار است. اروپایی‌ها همواره در کنار نقش میانجیگرانه، آنجا که لازم دیده‌اند، در قالب فشارهای سیاسی و تحریم به‌عنوان اهرم فشار نیز عمل کرده‌اند. در دور اخیر مذاکرات، دو ویژگی موجب شده است تا اروپایی‌ها و سردمدار آنها یعنی فرانسه از قدرت اهرم فشار بیشتری نسبت به گذشته برخوردار باشند: نخست، پتانسیل عضویت در برجام و امکان استفاده از مکانیسم ماشه در صورت شکست مذاکرات و دوم، وظیفه پر‌کردن خلأ حضور آمریکا در میز اصلی مذاکرات. واقعیت این است که فرانسوی‌ها در زمینه ایفای نقش‌های سه‌گانه فوق کاملا با ایالات متحده هماهنگ هستند و به صورت مستقل و خودسر عمل نمی‌کنند. در شرایط فعلی، پاریس پس از طرف مشورت قرارگرفتن مجدد از سوی ایالات متحده در دوره بایدن و متقاعدکردن ایران برای شروع مذاکرات احیای برجام، تقریبا از دو نقش اول عبور کرده و در هماهنگی با واشنگتن در حال ایفای نقش سوم است. برخلاف برخی تحلیل‌ها، فرانسه مشتاق احیای هرچه سریع‌تر برجام است و با توجه به موضع سخت‌گیرانه دولت جدید ایران، حصول آن‌ را از رهگذر فشار بر تهران می‌بیند. در همین راستا، پاریس با علم به اینکه هرگونه توافقی نهایتا حاصل تفاهم تهران و واشنگتن است، در ایفای نقش سوم، دو هدف اساسی را دنبال می‌کند: 1. تعدیل دستور کار مذاکراتی ایران از طریق اتخاذ موضعی تندتر از ایالات متحده به‌منظور نزدیک‌شدن ایران به دیدگاه‌های آمریکا و 2. ترغیب ایران به سمت مذاکره مستقیم با آمریکا.

 

 

 

 

ارسال نظر

 

آخرین اخبار