|

ما منتظران بلعیده‌شدن!

امیر ناظمی در یادداشتی در روزنامه شرق نوشت: بیایید «فکر کنیم انسان‌ها آن‌قدر ساده هستند که برای اجتناب از شرارت‌های موش‌خرماها یا روباه‌ها به این راضی باشند که توسط شیران بلعیده شوند». این جمله مربوط به کتاب لویاتان است، اثر هابز. هابز از «وضعیتی طبیعی» سخن می‌گوید که در آن هر انسانی گرگ انسان دیگر می‌شود؛ از وضعیتی که در آن هرج‌ومرج وجود دارد و هر فردی می‌تواند به دیگران آسیب بزند، آن هم برای نفع خودش. او می‌گوید بشر برای رهایی از این وضعیت است که بخشی از حقوق و آزادی‌های خود را به دولت‌ها واگذار می‌کند. این آزادی را واگذاری می‌کند تا به جایش امنیت بگیرد، تا به جایش با نظم اجتماعی روبه‌رو شود. در حقیقت این آزادی‌های واگذارشده است که دولت را به یک موجود عجیب تبدیل می‌کند و اسمش را می‌گذارد لویاتان! اما مشکل کجا آغاز می‌شود؟ جایی که این دولت، موجودی بی‌مهار شود که سروقت همان شهروندانی می‌آید که اختیار و آزادی خود را برای امنیتشان واگذار کرده‌اند. این همان‌جایی است که نیاز پیدا می‌شود به مهارت‌هایی برای این موجود! دانش سیاسی است که به این مسئله می‌پردازد؛ اینکه چگونه ساختاری برای حکمرانی طراحی شود که در آن حکمرانان به موجود بی‌مهار تبدیل نشوند. تمامی اصول حکمرانی خوب، اصولی هستند برای مهار و کنترل لویاتان!

 

طرح صیانت و لویاتان

‌اینکه ما برای شرارت موش‌خرماها رضایت دهیم تا توسط شیرها بلعیده شویم، خلاصه آن‌ چیزی است که با نام «طرح صیانت» یا سایر اسامی‌اش شناخته می‌شود! در این طرح همه مردم باید بدیهی‌ترین حقوق اساسی خود را از حق انتخاب تا حق کسب درآمد و حق برابری خود را یکجا تقدیم کارگروهی کنند که اسمش را گذاشته‌اند «کمیسیون عالی تنظیم مقررات!». در حقیقت طرح صیانت، همه آن حقوقی را که در قانون اساسی محترم شمرده شده است، با یک چک سفید‌امضا تقدیم چند نفر از حاکمان می‌کند، چند‌نفری که هیچ‌گونه مهاری برای کنترل قدرت آنها هم نیست! البته در کنار آن حقوق واگذارشده شهروندان، حقوق پایه‌ای حکمرانی از هر سه قوه مجریه، مقننه و قضائیه نیز گرفته می‌شود. از این پس رئیس‌جمهور و وزیرش نه اختیاری در ترافیک اینترنت دارند، نه اختیاری در قیمت‌گذاری و نه حتی اختیاری در ساده‌ترین کارها! تمامی این اختیارات به کمیسیون‌ها و کارگروه‌هایی واگذار می‌شود که نمایندگان بخش خصوصی در آن حضور ندارند و حتی نمایندگان دولت در آن دست بالایی ندارند و البته پاسخ‌گوی تصمیم‌گیری‌های خود هم نیستند! نمایندگان مجلس هم از فردا نمی‌توانند نه برای قیمت‌گذاری و نه حتی برای پوشش ساده ارتباطاتی منطقه خود از وزیر یا دولت سؤال کنند. اساسا قرار است آن نمایندگان درباره کدام حقوق و چه خواسته‌هایی از مردم حوزه خود نمایندگی کنند؟

 

موضوع بینارشته‌ای و پاسخ‌های بینارشته‌ای

یکی از تکنیک‌های فریب‌کارانه دنیای فناوری‌زده امروز آن است که مسائل بزرگی که ماهیت‌های چندبعدی دارند، ابتدا تبدیل می‌شوند به مسئله‌ای صرفا فنی تا تنها مهندسان صلاحیت صحبت‌کردن درباره آن را بیابند. طرح صیانت (یا هرچه دوست دارید صدایش کنید مثل طرح نظام تنظیم مقررات) اساسا یک مسئله صرفا فنی نیست. تقلیل‌دادن مسئله «طرح صیانت» به یک موضوع فنی یا اقتصادی، بزرگ‌ترین فریبکاری پنهان‌شده در این طرح است. مسئله طرح صیانت مسئله‌ای بینارشته‌ای است که بخشی از آن به علم سیاست و حقوق بازمی‌گردد. ما مهندسان هم تنها برخوردار از یکی از عینک‌های مشروع برای دیدن و تحلیل این پدیده هستیم؛ کسانی هم‌ارز با دیگر متخصصانی که از زاویه علمی دیگر، جنبه‌های عمیق‌تر و بنیادی‌تر را مشاهده و تحلیل می‌کنند. در دنیای پیچیده و آشوبناک امروز، ما در ایران به‌سرعت در حال فروانگاری (Reductionism) مسائل پیچیده به موضوعاتی ساده هستیم؛ موضوعاتی که حل‌کردنشان به دانش نیاز نداشته باشد و با برانگیختن غرائز طبیعی، به‌دنبال پاسخ‌های فوری و سریع باشیم. طرح صیانت تصویری بدون روتوش از واقعیت سیاست‌گذاری ایران است؛ واقعیتی که در آن هر فرد یا گروهی با ابزار برچسب‌زنی، مشروعیت اظهارنظر را از دست می‌دهد. گویا در دنیایی که همه تلاش می‌کنند پدیده‌ها را بینارشته‌ای ببینند و بفهمند، ما در حال برگشت از دنیای بینارشته‌ای به دنیای تک‌رشته‌ای و تک‌ساحتی هستیم!

 

ارسال نظر